تبليغاتX
همه چی.

همه چی.

چی می خوای؟

این رسمش نبود

www.zebazeba.blogfa.com

ولی برای تو من ارزوی موفقیت می کنم خدا کنه هر جا هستی مو فق و سر بلند باشی

راستی درساتو تا کجا خوندی قبول شدی خدا کنه قبول شده باشی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:40  توسط y and n  | 

اول سپتامبر روز جهانی مبارزه با ایدز (برای نجات جهان بکوشید)

 

 

قبل از خواندن مقاله بايد اين سوال را از شما بپرسم كه چقدر در مورد ايدز ميدانيد ؟

شايد عده اي جواب بدهيد زياد و عده اي ديگر بگوييد چيزي نميدانيم !

در هر دو صورت دعوت ميكنم تا ادامه مقاله را بخوانيد؛ تا اگر آگاهي داريد، بيشترش كنيد

و اگر هم چيزي نميدانيد با خواندن اين سطور خودتان و كساني كه دوستشان داريد

را از خطر اين بيماري مهلك واكسينه كنيد، بله درست خوانديد واكسينه كنيد !

( تا انتها بخوانيد تا منظورم را درك كنيد )

ايدز چيست ؟

اگه بخواهيد خلاصه و چكيده بدانيد بايد بگويم كه :

« ايدز يك بيماري ويروسي است كه با حمله كردن به سربازان بدن ( گلبول هاي سفيد )

آنها را خلع سلاح كرده و باعث ميشود كه سيستم دفاعی بدن ضعيف شود

و در آن صورت عوامل تهاجمي ديگر بتوانند به راحتي بر بدن بتازند و جولان بدهند

تا درنهايت بيمار به علت ضعف در سيستم دفاعي‌اش

در برابر ميكروب‌ها یا همان نیروهای متخاصم نهايتا از دنيا برود »

اگه بخواهيد علمي بدانيد بايد بگويم كه :

« ايدز سندرم نقص نشانگان ايمني اكتسابي بدن است، كه ويروس

مولد آن با حمله به گيرندهای CD4 لنفوسيت هاي T كشنده بدن، كه

مسئول ايمني اكتسابي بدن و شناسايي عوال مخرب هستند، وارد

اين سلول ها ميشود و پس از طي دوره كمون 6 ماه تا 20 ساله اش

با تكثير زياد در اين سلولها، باعث ليز شدن آنها و آلوده شدن تعداد

بيشتري از اين سلولها در سطح خون ميشوند و وقتي كه از دوره كمون

( از مدت زمان ورود ميكروب به بدن تا زمان بروز بيماري را گويند )

خارج شود آنقدر گلبول هاي ديگر را آلوده ميكند تا ديگر گلبول سالمي

در بدن باقي نماند و از اين طریق سبب نقص در سيستم ايمنولوژي بدن ميشود »

اگه بخواهيد بين المللي و تاريخي بدانيد بايد بگويم كه :

« ايدز بيماري است كه اولين موردش در سال 1981 در ايالت آتلاتنا آمريكا

گزارش شد و پس از شناسايي‌اش توسط دانشمندان AIDS ناميده شد،

كه اين كلمه مخفف Acguird Immuno deficiency Syndriom ميباشد

و اين بيماري با گسترش و شيوع بسيارش در طول دو دهه اخير باعث شده است

كه سازمان ملل متحد، شاخه اي به نام يونيدز يا سازمان مبارزه جهاني

با ايدز ايجاد كند و روز اول دسامبر را به نام روز جهاني مبارزه با ايدز نام گذاري كند»

چرخه زندگی ویروس ایدز

چرخه زندگی ویروس ایدز

 

ايدز چگونه منتقل ميشود ؟

همان طور كه دانستيد اين بيماري به مانند موشكهاي ضدِ ضد موشك عمل ميكند

و با ازكار انداختن يكي از مهمترين قسمتهاي سپر دفاعي بدن، بدن را در مقابله

با موشك هايِ تهاجمی بعدي كه ميتوانند از انوع ديگری باشند، خلع سلاح ميكند

و چون اين سيستم دفاعي در خون مستقر است پس آلودگي و انتقال آلودگي

این بیماری هم از طريق خون است و نه چيز ديگر! لذا سه راه عمده براي ورود اين سلول

به خون شما و خلع سلاح سربازان سفيد شما وجود دارد :

  1. ورود مستقيم خون آلوده و يا فراورده هاي ناشي از آن به بدن
  2. ورود غير مستقيم ويروس از طريق نواحي حساس و بي دفاع بدن
  3. ورود از طريق جفت به رحم

بر طبق اين سه راه، ورود اين ويروس از طريق راه هاي زير محرز است:

  • تماس جنسي نا امن ( هر تماسي كه فاقد استفاده از وسايل پيشگيرنده باشد
  • از نظر علم پزشكي نا امن است! )
  • تزريق مواد مخدر يا هر ماده اي ديگر از طريق سرنگ آلوده به خون يا فراورده خوني
  • شخص بيمار
  • بارداري فرد بيمار باعث ابتلاي نوزاد ميشود
  • تماس هاي جنسي نامتعارف ( سكس دهاني و مقعدي )
  • آلوده شدن زخم هاي باز بدن با ويروس ( استفاده از تيغ آلوده، قيچي آلوده و
  • هر وسيله يا راه ديگري كه به ويروس آلوده باشد و با زخم شدن بدن شما
  • اين ويروس را به خون شما منتقل كند )
  • خالكوبي دسته جمعي يا يك سوزن
  • آلودگي به وسيله وسايل دندان پزشكي غير استريل

همه اين روش ها + روشهاي ديگر فقط به دليل ورود ويروس از طريق

بي احتياطي و عدم رعايت بهداشت عمومي است، لذا اگر فقط سعي كنيد بهداشت

را رعايت كنيد و با جلوگيري از اعمال پرخطر خود و ديگران را از اين بيماري مهلك برهانيد،

بزرگترين خدمت را به خود و ديگران كرده ايد !

 نمایی میکروسکوپی از ویروس ایدز (این عکس توسط میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است)

نمایی میکروسکوپی از ویروس ایدز (این عکس توسط میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است)

ویروس ایدز در �ال ورود به گلبول سفید

ویروس ایدز در حال ورود به گلبول سفید

ویروس ایدز در �ال خروج از گلبول سفید (پس از تکثیر)

ویروس ایدز در حال خروج از گلبول سفید (پس از تکثیر)

 

ايدز از چه راه هايي منتقل نميشود؟

اگر تا اينجا مقاله را دنبال كرده باشيد، بايد فهميده باشيد كه هر راه تماسي كه سبب

آلوده شدن خون بدن و يا نقاط آسيب پذير و ضعيف بدن كه در ارتباط شديد با خون هستند

، سبب آلودگي ميشود، پس درنتيجه هر راهي هم كه سبب آلودگي اين مراكز ژئوپلتيك

و استراتژيك بدن نشود، راه انتقالي نيست ! اين بخش از مقاله براي اين نوشته

شده است تا از ترس بي مورد شما درمورد اين بيماري كاسته شود و افسانه هاي ذهن

شما نيز از بين بروند! برخي از راه هايي كه سبب آلودگي نميشوند از اين قرارند:

  • روبوسي كردن با فرد آلوده
  • دست دادن و يا به طور كلي هرگونه تماس پوستي با فرد بيمار
  • ( پوست سالم خودش بزرگ ترين سپر دفاعي بدن است )
  • خوردن و آشاميدن در ظروف اين افراد
  • اشك و عطسه فرد بيمار آلوده كننده نيستند
  • گزيدن پشه
  • پوشيدن لباس فرد بيمار
  • استفاده از توالت و استخري كه بيمار از آنها استفاده كرده است
  • استفاده از تلفن عمومي
  • استمناء كردن
  • راه هاي ديگري كه با تماس خوني و جنسي شديد در ارتباط نيستند
  • ( عقلتان را به كار بياندازيد ! )

ایدز

تماس جنسی غیر ایمن (بدون استفاده از کاندوم) و سکس دهانی باعث ابتلا به ایدز می‌شوند

چه افرادي در معرض خطر هستند؟

كلا نمي شود گفت كه كسي مصونيت كامل در برابر اين بيماري دارد اما

به طور كلي بايد گفت كه افراد زير از جمله افرادي هستند كه در دسته

پرخطر قرار ميگيرند و احتمال ابتلايشان از ديگران بيشتر است.

  • افرادي كه به طور مكرر بايد از دياليز و يا فراورده هاي خوني استفاده كنند
  • و رعايت نكات ايمني را نميكنند.
  • همسر و فرزندانِ افراد بيمار
  • معتادان تزريقي
  • شريك جنسي فرد مبتلا
  • خود فروشان (روسپی‌گران)

  • رانندگان ماشينهاي سنگين لب مرز
  • مبتلايان به زخم هاي تناسلي
  • همجنس بازان
  • مرداني كه ختنه نیستند

همه اين افراد + همه انسانهاي كره زمين در خطر آلودگي به اين ويروس مهلك هستند

، اما خطر آلودگي اين افراد بسيار بيشتر است، پس بهتر است

اگر جزء اين افراد هستيد فوق العاده مواظب خودتان باشيد و اگر هم نیستید

با رعايت نكات بهداشتي راه را بر ورود اين ويروس ببنديد.

سخن آخر :

  • اول بايد به خاطر اينكه به سلامت خودتان اهميت ميدهد ازتون تشكر كنم،
  • چون اگر اهميت نميداديد، تا اينجا مقاله را دنبال نميكرديد !
  • دوم بايد حالا كه توانستيد به جواب سوال اوليه مقاله مبني بر اينكه ” ايدز چيست ؟
  • ” برسيد، از شما چندتا سوال ديگه هم بپرسم!
  • ( مراحل عفونت با ويروس ايدز چه هستند ؟ /
  • راه هاي تشخيص ايتلا به ايدز چه هستند ؟ /
  • چه راهكارهاي درماني براي اين بيماري وجود دارد ؟ /
  • الفباي پيشگيري از ايدز چه هستند ؟ و ده ها سوال ديگه ! )
  • ، اين سوالات را به اين خاطر پرسيدم تا همانند ابتداي مقاله دوباره فكر كنيد
  • كه چه قدر ميدانيد! اگر پاسخ اين سوالها را ميدانيد كه بسيار
  • خوب و لي اگر نميدانيد حتما برای اطلاع بیشتر مطالعه عمیقتری انجام بدهید
  • امروزه منابع مطالعاتی معتبر در اینترنت کم نیستند.

  • سوم، بايد براي همه بيماران مبتلا به اين بيماري دعا كنم و از خداوند منان بخواهم
  • كه هرچه زود تر راه علاج اين بيماري را در مقابل ديده گان دانشمندان بگذارد
  • تا جهاني از شر اين بيماري نجات يابند. ( لطفا شما هم دعا كنيد! )

 

وضعيت ايدز در جهان

http://i38.tinypic.com/ajrpsy.gif

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 8:6  توسط y and n  | 

محکمه

یه شب که خسته بودم  همینجوری چشامو رو هم بسته بودم

سیاهیه چشام یه لحظه سور خورد یه دفعه مثل مرده ها خوابم برد

محکمه الهی بر پا شده تو خواب دیدم محشر کبری شده

ردیف ردیف مقابلش واستادن خدا نشسته مردم از مردو زن

به بنده هاش خطاب خطاب میکنه چرتکه گذاشته و حساب میکنه

راهتونو بیخودی کج میکنید میگه چرا اینهمه لج میکنید

با دل خوشی کنار هم جمع بشید ایه فرستادم که ادم بشید

با فکرتون دنیا رو اباد کنید دلای غم گرفته رو شاد کنید

عقل دادم برید تدبر کنید نه این که جای عقل رو کاه پر کنید

نیافریده باریکالله گفتم ؟ من بهتون چقدر ماشاالله گفتم ؟

که هواتونو همیشه داشتم حتی یه لحظه گشنتون نذاشتم من

اما شما بازی نکرده باختین نشستیدو خدای جعلی ساختین

هرکدوم از شما خودش خدا شد از ما و ایه های ما جدا شد

یه جو زمینو این همه شلوغی؟ این همه دینو مذهب دروغی؟

حقیقتا شما ها خیلی پستین خر نباشین گاو رو نمیپرستین

از توی جمع یکی بلند شد ایستاد بلند بلند هی صلوات فرستاد

از اون قیافه های حق به جانب هم از خودی شاکی هم از اجانب

گفت چرا هیچکی روسری سرش نیس؟ پس چرا هیچکی پیش همسرش نیش؟

چرا زنا اینجوری بد لباسن؟ مردای غیرتی کجا پلاسن؟

خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن اینجا که فرقی ندارن مرد و زن

یارو کنف شد ولی از رو نرفت حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت

چشاش میچرخه نمیدونم چشه اهان میخواد یواشکی جیم بشه

دید یکمی سرش شلوغه خدا یواش یواش شد از جماعت جدا

با شکمی شبیه بشکه نفت یهو سرش رو پایین انداختو رفت

غراول ها چند تا بهش ایست دادن یارو وانستاد تا جلوش واستادن

فوری در اورد واسشون چک کشید گفت ببرید وصول کنید خوش بشید

دلم برای حوری ها لک زده دیر برسم یکی دیگه تک زده

اگه نرم حوریه دلگیر میشه تورو خدا بزار برم دیر میشه

غراول حضرت حق دمش گرم با رشوه ی خیلی  کلون نشد نرم

گوشای یارو رو گرفت تو دستش کشون کشون برد و یه جایی بستش

رشوه ی حاجیه رو ضمیمه کردن توی جهنم اونو بیمه کردن

حاجیه داشت بلند بلند غورمیزد داشت روی اعصابا تلنگور میزد

خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی یه خورد هم حبس نفس کن حاجی

این همه ادم رو معطل نکن بگیر بشین اینقده کل کل نکن

یه عالمه نامه داریم نخونده تازه هنوز کرات دیگه مونده

نامه تو پر از کارای زشته کی به تو گفته جای تو بهشته؟

بهشت جای ادمای باحاله ولت کنم بری بهشت؟ محاله

یادته که چقدر ریا میکردی ؟! بنده های ما رو سیا میکردی؟!

تا یه نفر دورو برت میدیدی چقدر ولظالینو میکشیدی؟

این همه که روزه ونوحه خوندی یه لقمه نون دست کسی رسوندی؟

خیال میکردی ما هواسمون نیس نظمو نظام هستی کشکی کشکیست؟

هرکاری کردی بچه ها نوشتن میخوای بر خودت ببین تو زومکن

خلاثه وقتی یارو فهمید اینه بازم درست نمی تونست بشینه

تا فرصتی گیر می اورد در میرفت قیامته اینجا عجب جا ایه

جون شما خیلی تماشا ایه از یه طرف کلی کشیش اوردن

کشون کشون همه رو پیش اوردن گفتم اینا رو ه قطار کردن

بیچاره ها مگه چیکار کردن ؟ ماموره گفت میگم بهت من الان

مفسد فی ال عرض که میگن همن هان  گفت اینا بهشت فروشی کردن

  بی پدر ها خدا رو جوشی کردن بنام دین حسابی خوردن اینها

کفر خدا رو در اوردن اینها بدجوری ژاندارکو اینا چزوندن

زنده توی اتیش اونو سوزوندن روی زمین خدایی پیشه کردن

خون گالیله رو تو شیشه کردن اگه بهش بی کلاتو صاف کن

بهت میگه بشینو اعتراف کن همیشه در حال نظاره بودن

شما بگو اینا چیکاره بودن؟ خیام اومد ! یه نطری هم تو دستش

رفتو یه گوشه ای گرفت نشستش اجی بلند شد با صدای محکم گفت!

این اقا باید بره جهنم خدا بهش گفت تو جسارت نکن

به احل معرفت جسارت نکن گو چرا به خون این حلاکی؟

این که نه مدعی داره نه شاکی نه گردو خاک کرده نه حیاهو

نه عربده کشیده و نه چاقو نه مال این نه مال اونو برده

فقط عرق خریده رفته خورده ادم خوبیه هواشو داشتم

اینجا خودم براش شراب گذاشتم یهو شنیدم ایست خبر دار دادن

نشسته ها بلند شدن واستادن حضرت اسرافیل از اون ور اومد

رفت روی چار پایه و چند تا صور زد دیدم دارن تخت روون میارن

فرشته ها رو دوششون میارن مونده بودم که این کیه خدا یا

تو محشر این کارا چیه خدا یا فکر میکنید داخل اون تخت کی بود؟

الان میگم یه لحظه اسمش چی بود؟ همون که کاراش عالی بود

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد همون که این لامپا رو اختراع کرد

همون که کاراش عالی بود اون دیگه بگید بابا توماس ادیسون دیگه

خدا بهش گفت دیگه پایین نیا یه راست برو بهشت پیش انبیا

وقتو طلف نکن توماس زود برو به هر وصیله ای اگر بود برو

از روی پل نری یه وقت می افتی میگم هوایی ببرند و مفتی

باز حاجی ساکت نتونست بشینه گفت که مفحوم عدالت اینه؟

توماس ادیسون که مسلمون نبود این بابا احل دینو ایمون نبود

نه روزه رفته بود نه پای منبر نه  شمر میدونست چیه نه خنجر

یه رکعتم نماز شب نخونده با سیم میماش شب رو به صبح رسونده

حرفای یارو که به اینجا رسید خدا یه اهی از ته دل کشید

حضرت حق خودش رو جا به جا کرد یکم به این حاجی نیگا نیگا کرد

از اون نگاه های عاقل اندر صفیح شو باید بیارم این ور

با این که خیلی خیلی خسته هم بود خطاب به بنده هاش دباره فرمود

شما عجب کله خر هایی هستید بابا عجب جونور هایی هستید

شمر اگه بود ادلف هیتلر هم بود خنجر اگر بود رولور هم بود

حیفه که ادم خودشو پیر کنه وسوزنش فقط یه جا گیر کنه

میگید توماس من مسلمون نبود احل نمازو دین و ایمون نبود

اولا از کجا میگید این حرف رو ؟ در بیارید کله زیر برف رو

این منو بهتر از شما شناخته دلیلشم این چیزایی که ساخته

درسته گفتم عبادت کنید نگفتم به خلق خدمت کنید ؟

توماس نه بمب ساخته نه جنگ کرده دنیا رو هم کلی قشنگ کرده

من یه چراغ که بیشتر نداشتم اونم تو اسمونا کار گذاشتم

توماس تو هر خونه چراغ روشن کرده نمیدونید چقدر کمک به من کرده

تو دنیا هیچکی بیچراغ نبوده یا اگر هم بوده تو باغ نبوده

خدا برای حاجی اتش افروخت دروخ چرا یکم براش دلم سوخت

طفلی تو باورش چه قصر ها ساخته اما به اینجا که رسیده باخته

یکی میاد یه حاله ای باهاشه چقدر بهش میاد فرشته باشه

اومد رسیدو دست گذاشت رو دوشم دهانشو اورد نزدیک گوشم

گفت تو که کلت پر قرمه سبزیست وقتی نمیفهمی بپرسی بد نیس

اون که نشسته یک مقام بالاس مترجمه رفیق حق تعالاس

خود خدا نیس نمایندشه مورد اعتمادشه بندشه

خدای لمیلد که دیدنی نیس صداش با این گوشا شنیدنی نیس

شما زمینی ها همش همینید اون ور میزی رو خدا میبینید !

همینجوری میخواست بلند شه نم نم گفت که پاشو باید بری جهنم

وقتی دیدم منم گرفتار شدم دادکشیدم یه دفعه بیدار شدم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 15:1  توسط y and n  | 

وصیت نامه شاه ایران

در این هنگام که دور از خاک وطنم در چنگال این بیماری جانکاه آخرین روزهای زندگی خود را سپری

می‌کنم، به عنوان پادشاه ایران زمین این پیام را به ملتم که در شوم‌ترین دوران تاریخی وطنش روزگار

تیره‌ای را میگذراند می‌فرستم. همانند هر  معتقدی که در آستانه مرگ از وجدان پاک و صفای کامل روح

برخوردار است، خداوند را  می‌طلبم، از آن وقت که صرفا به خاطر جلوگیری از خون‌ریزی هموطنانم ناچار

خاک ایران را ترک کردم آنی از فکر سیه‌روزی تدریجی ملتم، و مخصوصا آندوه رقت بار مرگ وطن پرستان با

 نام و گمنامی که سینه‌های فراخ خود را در مقابل جوخه‌های آتش جلادآن قرار دادند، فارغ نبوده و با تار و

 پود وجودم این رنج‌ها را احساس کردم... شگفت اتفاقی، که در همان لحظاتی که قلب من از حرکت

می‌ایستد، قلوب افسران دلاور ارتش نیز که در تکاپوی نجات وطن بودند، پیاپی آماج گلوله‌های دشمنان

ایران قرار می‌گیرند و برای این‌که چنین پیوندی جاودان ماند توصیه می‌کنم که بعد از نجات کشورم، کالبدم

 در گورستان این  جانباختگان وطن، مدفون گردد... من در این دقایق واپسین شیرینی خاطرات افق ایران

عزیز را که به آن عشق می‌ورزم در برابر تلخی زهراگین مرض جانسوز قرار داده‌ام. خاطره شالیزارهای

کرانه‌های دریای خزر، و مرغزارهای دیلم، خاطره قله‌های پربرف سهند و سبلان آذربایجان، خاطره

کوهستان‌های سبز و خرم زاگرس کردستان، و هامون‌های عریان بلوچستان، خاطره اروندرود خوزستان و

هیرمند سیستان، خاطره دشت ارژن فارس، خاطره حاشیه‌های کویر سوزان خراسان و کرمان، خاطره

شهرک‌ها و دهستان‌های ساحلی خلیج فارس، خاطره کوچ عشایر دلیر و فداکارو بطور کلی با اندیشه

همه گوشه و کنار آن سرزمین مقدس و مردم پرتلاش و پرتوان آن، چشم از جهان فرو می‌بندم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:5  توسط y and n  | 

رییس جمهور های امریکا از سال 1801 تا به امروز

 

برای دیدن عکس در سایز بزرگ روی آن کلیک نمایید

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:35  توسط y and n  | 

زمان بندی برق تهران خیلی خوبهههههههههههههههه

متصدی قطع برق، برنامه ی خاموشی های برق تهران را به شرح زیر به ماموران ابلاغ کرد:
 
منطقه 1 : روزها برق باشد، شبها برای اينکه پارتی های شبانه برهم بخورد از ساعت 20 الی 3 صبح برق برود؛
منطقه 2 : مانند بالا؛
منطقه 3 : مانند بالا؛
منطقه 4 : روزی نيم ساعت برق نباشد صرفاً جهت اعمال قانون و يکنواخت سازی؛
منطقه 5 : روزی 2 ساعت برق برود بعلاوه 5 ساعت تنبيه چون سال 1342 منطقه به شرکت برق بدهکار بود (پرونده موجود است)؛
منطقه 6 : صبح ها که نور کافيست برق برود فقط کسانی که برق ميخواهند درخواست بدهند بخش اداری پيگيری کند؛
منطقه 7 : غلط کردن برق ميخوان، يک روز در ميان برق برود، هر کس اعتراض کرد آب شرب خانوار قطع بشود جهت عبرت سايرين؛
منطقه 8 : منزل اقوام ما اونجاست، هميشه برق باشد؛
منطقه 9 : منزل خودمان اونجاست، فقط جهت رعايت عدالت روزی 20 دقيقه دم صبح برق برود؛
منطقه 10 : منزل یکی ازطلبکارهای سمج ما اونجاست ، چنان برق برود و بيايد که تمام لوازم خانگیش بسوزد؛
منطقه 11 : به کل برق نباشد، اگر دليل خواستند گاز هم قطع شود؛
منطقه 12 و 13: بچه محل های قديم اونجا هستند، عاشق فوتبال هستند، شبهايی که فوتبال دارن برق باشد؛
منطقه 14 الی 20 : روزی 7 ساعت به دلخواه شهردار منطقه برق برود؛
منطقه 21 و 22 : بخشنامه شود که اختراع برق توسط اديسون شايعه بوده است
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12:0  توسط y and n  | 

انشای یک کودک 10 ساله

می خواهم فاحشه بشوم...


مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه

تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره

بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث

شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار

ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و

فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش

MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی

بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .


ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین

 باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .


 

" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل

خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل

مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم

پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن

هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان

خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از

 مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من

ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های

ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم

ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .


... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه

می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می

گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می

شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی

است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است

که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این

قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار

هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت

تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است .

گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی

 ماند .
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم

چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .


من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار

 من هم مخالفت نکند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 20:19  توسط y and n  | 

اینم ادمای این روزا درس یعنی این

این اخرین مطلبی است که می زارم پروانه.. دل بکار بده

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:40  توسط y and n  | 

نمی دانم چی شده پروانه دل به کار نمی دی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:21  توسط y and n  | 

کفن و دفن هم رشته دانشگاهی شد

 

به گزارش واحد مرکزی خبر دانشگاه "بات" انگلستان برای نخستین بار رشته درسی کفن و دفن راه اندازی کرد. سخنگوی دانشگاه بات گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی آشنایی دانشجویان با چشم انداز (مرگ) مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است.



دانشگاه "باث" انگلستان برای نخستین بار رشته درسی کفن و دفن راه اندازی کرد.سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، در این رشته درسی ، موضوعاتی مانند مشاوره درباره آگهی ترحیم ، قوانین مربوط به قبور و خاکسپاری بقایای جسد پس از سوزاندن ، تدریس می شود و در پایان دوره آموزشی ، به فارغ التحصیلان، گواهینامه دانشگاهی اعطا خواهد شد.
سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است تا فارغ التحصیلان بتوانند به خوبی در خدمت متوفی و بازماندگان باشند.


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:17  توسط y and n  | 

ازدواج موقت

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط y and n  | 

khaili bahale

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 22:3  توسط y and n  | 

سلام به همه بروبچ عزيز

سلام به همه بروبچ عزيز

خوبيد؟! خوشيد؟! سلامتيد؟!

ميبينم که ديگه تا به کسی سر نزنی بهت سر نميزنن!  اينجورياست ديگه؟!.....باشه!

خيالی نيست!  (خيلی جالبه از ۷۰ نفری که هر هفته واست کامنت ميزارن

۴۰ نفرشون رو اگه يک هفته بهشون سر نزنی،‌ديگه پيشت نميان! )

اين هفته حال کردم يه نمه در مورد انواع عشق و عاشقی و اين جنگولک بازيها باهاتون صحبت کنم!

چون ميدونم ۹۰ ٪ از شماها به نوعی با اين عشق يه جورايی درگيريد!

پس بريم سراغ انواع عشق:

* اولين نوع عشق كه توسط اکثر دخترها و شعرا و نويسندگان جهان تبليغ ميشه، اينه که

عشق پديده كاملا پاک ومقدسيه و هيچ ربطي هم به سكس نداره و اصلا عشقي كه مثلا طرفين، حتی

دست همديگر رو بگيرن، عشق نيست!  طرفدارهاي اين نوع عشق، بقيه انواع عشق رو معمولا

هوا و هوس ميدونن و به شدت ازش انتقاد مي‌كنن!  و کلا اعتقاد دارن که مسائل جنسی رو بايد از

اين نوع رابطه حذف کرد و فقط تریپ عاطفی باشه!

اين ديدگاه با اينكه ممكنه قشنگ‌ترين و شيک‌ترين شكل ممكن براي توصيف يه عشق باشه، اما

متاسفانه چون ما داريم تو دنياي واقعي زندگي مي‌كنيم و دنيای واقعي هم خيلی قشنگ نيست،

نمی تونه خيلي از مسائل مرتبط با عشق رو توضيح بده!  

مثلا عشق به چه دليل به وجود مياد؟ ...... چرا دو نفر عاشق  هم ميشن؟

اگه عشق كاملا غير جنسيه، چرا ما كمتر مي‌بينيم كه دوتا مرد يا دوتا زن عاشق هم بشن؟

و سوالهايی از اين دست...

* و اما نوع دوم عشق، ديدگاهی هست که عشق رو يه خورده جذاب تر می بينه!

(قلب تير خورده و گل سرخ و اينا...)  اينا هم اعتقاد دارن كه عشق پديده مقدسيه ولي نه انقدر

خشک و خالي! ديگه حداقل به بوسيدن طرفين رضايت ميدن.

اينجور که از شواهد هم پيداست اکثر دخترهای 16 تا 18 ساله شهرمون هم يه بار اين مدل عشق رو

تجربه ميكنن (البته تو پسرها هم هست)  

اين مدل عشق حداقل واقعی تر به نظر مياد و می تونه جواب خيلي از سوالات رو بده! اين ديدگاه قبول

داره كه عشق بين دختر و پسر اتفاق ميفته و طرفين قضيه حداقل براي ابراز محبت بيشتر، حق دارن

تماس جسمي داشته باشن!  (حالا بگذريم که اين وسط چه سواستفاده ها که از اين ابراز محبت

بيشتر!!! نميشه! )

و اما انتقادي كه بعضي‌ها به اين ديدگاه ميكنن اينه كه خب، آخرش چي؟  ما تا كي واسه هم

مي‌خوايم نامه بنويسيم و با هم مثلا قدم بزنيم و يواشکی لب بگيريم و...

يعني اصولا بعد از يه مدت براي يكي از طرفين اين رابطه (اکثرآ دخترها!) اين سوال پيش مياد كه اصلا

واسه چي عاشقه؟ يا تا کجا ميخواد اين عشق ادامه پيدا کنه؟!

اينجاست که بحث ازدواج و عشق ابدی شدن و اينا پيش مياد که به همين دليل اين جور عشقها معمولا

به قلب شكسته دختر و يا در موارد نادر! پسر ختم ميشه...

چون معمولا هيچ پسری نمياد با کسی که يه مدت باهاش دوست بوده و کلی انگولکش کرده ازدواج کنه!

مگه خر مغزشو گاز گرفته؟!  ميره با يه آکبندش حال ميکنه! چرا جنس دست دوم بگيره؟!

و معمولا هم هيچ دختری نمياد با کسی که هيچ دارايی نداره و فقط يه قلب عاشق داره ازدواج کنه!

مگه اوسگوله؟! ميشينه تو خونه تا يه خواستگار تپل با تمام امکانات واسش بياد و بره يه عمر با پول

شوهرش حال کنه!

* نوع سوم عشق که بيشتر پسرها و بعضآ‌ دخترها هم دنبالشن، عشق همراه با سکس هست!

طرفدارهای اين نوع ديدگاه،‌اعتقاد دارن که خب دست همو گرفتن و لب دادن و اينا که هيچ! بايد تو هر

رابطه ای باشه!  به غير از اينا بايد رابطه جنسی هم داشته باشيم تا لذت عشق واقعی رو درک

کنيم!  که خب تو کشور ما و تو فرهنگ غنی ما چون برای دختران يه مشکل بزرگ به اسم پرده بکارت

وجود داره، نميشه زياد روش مانور داد!  مگر اينکه مطمئن باشی که طرف واسه هميشه

پيشت ميمونه که خب، اينم همون حکايت مغز و گاز گرفتنه خره که اون بالا گفتم!  

اما چون پسرها کلا تو اين جور موارد اعتقاد دارن که:

خدا گر ز حکمت ببندد دری!.......ز رحمت گشايد در ديگری!

تلاش ميکنن تا از درهای ديگه وارد بشن و تا اونجا که ميتونن محبت خودشونو به اون عزيزشون نشون

بدن!  که خب مطمئنآ هيچ کس از سکس بدش نمياد! همه دوست دارن که لذت اين کار رو

تجربه کنن! ولی اين وسط خيلی موانع هست که بايد از سر راه برداشته بشه!

پيشنهاد خود من اينه که اگه خيلی تو کفين، با هماهنگی و رضايت هم برين يه خونه خالی پيدا کنيد و

حسابی هم با هم ور بريد و محبت خودتون رو ابراز کنيد!  ( فقط زيادی وارد جزئيات نشين که اين

وسط دختره بعدآ‌ ضررشو ميبينه!)

پسرهای عزيز هم لطف کنن بی جنبه بازی در نيارن و ۴ تا مهمون هم دعوت نکنن و بگن خب، سفره ای

که پهن شده و همه بايد ازش بخورن!  يا به زور و هزارتا مکر و نيرنگ دختره بيچاره رو به بهونه ديدن

اتاقت بياری خونتون و بعد جای ديگه رو بهش نشون بدی!  از قديم گفتن:

دختر راضي،‌پسر راضی، گور بابای قاضی!  اگه تونستی مثل بچه آدم راضيش کنی که خب، نوش

جونت!  اگر نه، به خاطر يه تيکه گوشت! حيوون بازی در نياريد و کاری نکنيد که تا آخر عمر اون بيچاره  

به خاطر يک لحظه غفلتش يه عمر حسرت بخوره و افسردگی بگيره و دست به خودکشی بزنه و...

 خب،‌اينم از انواع عشق که به صورت خيلی خلاصه و اجمالی بررسيش کرديم!

حالا شما با کدوم نوع از اين موارد حال ميکنيد؟!

۱ نکته ای رو که من لازمه ذکر کنم اينه که با اينکه عشقهای واقعی تو دنيای ماشينی ما کم شده و همه

عشقها به نوعی يه جور هوسه!  ولی هنوزم اونقدر کمرنگ نشده! هنوزم ميشه از ته دل يکی رو

دوست داشته باشيم! هنوزم ميشه با هم رفت تو يه کوچه بن بست و به زور ازش لب نگيريم!

هنوزم ميشه دعوتش کرد به خونه و با هم يه فيلم ببينيم و موسيقی گوش کنيم و برقصيم

و بعدشم بدون هيچ مشکلی برسونيمش دم خونه شون!  و خيلی کارهای ديگه...

حالا هفته های بعد در مورد روابط سالم و اين که چه جوری عشق واقعی رو تشخيص بديم و اين جور چيزا

اما الان تو ایران عشقهای چتی رایج شده دختر پسر چتی به هم می رسن و عاشق میشن بعد عشق

نوع سوم رایج میشه اما می دونی چیه گل پسرا اگه این خانمها ایدزی باشن چی شما هم اوتی یا شما

 دخترا چرا واسه یه کیر به کسی که نمی شناسید اعتماد می کنی بعد قرار می زاری میرین سره قرار

 بعد بیوه زن میشی اقا پسر دوست داری کسی با خواهرت این کارو بکنه خیلی دوست داری تو هم بی

غیرت بکن دختر خانم دوست داری کسی نخواد باهات زندگی کنه تو هم بده بیوه زن

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط y and n  |